خدایا .
کی باورش میشه
میخوام واقعا گریه بکنم ???????????? راستش همین الان اشکم دراومد ????????♀️????????♀️????????♀️ میدونین که من فقط کافیه اراده بکنم تا گریم بگیره ????????♀️????????♀️????????♀️????????♀️
خب پس ادامه ی اینو با گریه مینویسم
باورم نمیشه
نمیدونم چه جوری حسمو توصیف بکنم
نمیتونم جایگاهی که الان توش هستمو باور بکنم
خیلی یهویی همه چیز تغییر مسیر داد و منو به اینجا کشوند
یادمه اولین پنجشنبه ی بعد از کنکور یکی بهم زنگ زد . و من بهش داشتم میگفتم که دارم به سال آینده فکر میکنم حتی موقع گفتن اون جمله داشتم میلرزیدم ولی سعی کردم با اقتدار این جمله رو بگم چون مامان و بابای من در سکوت و استرس داشتن بهم نگاه میکردن نمیتونستم پشت کنکور موندنمو برای سال چهارم مستقیم تو چشمشون بگم . چون روم نمیشد روم نیمشد دوباره نا امیدشون کنم و بگم اصلا انتخاب رشته نمیکنم
اون جمله رو گفتم و دیگه تو چشماشون نگاه نکردم و کل هواسمو دادم به اون شخصی که داشت تلفنی حالمو میپرسید ...
هفته ی بعدش که نیش و فاطمه رو دیدم یهویی نیش بهم درباره ی پیشنهاد کار کره ای گفت . و من شهاب رو دیدم صحبتامون با شهاب باعث شد ذهنم بره یه جای دیگه . باعث شد یه لحظه برم سه ماه بعد و خودمو دانشجو تصور بکنم این فکر خیلی چیزارو تغییر داد . برای بار ده هزارم به ویولنم فک کردم . به زندگی ای که همیشه ارزشو داشتم به علایق واقعیم و خصوصیات اخلاقیم به کل زندگیم فکر کردم همه چیز داشت ارزش خودشو از دست میداد همه چیز داشت جاش عوض میشد . نمیدونستم به اینده ای که قراره باید فکر کنم یا گذشته ترین گذشته هام ! نمیدونستم به هدفم فکر کنم یا قلبم یا خانواده یا حتی خودم . همه چیز خیلی پیچیده و سخت شده بود
تا اینکه من بالاخره رتبمو دیدم . و بعد از کلی تحقیق انتخاب رشته کردم هیچوقت فکر نمیکردم برم دانشگاه آزاد . اونم من
الان؟
از همه چیز راضیم حتی از دو ساعت در روز ایستادن تو اتوبوس بار ها شده تو اتوبوس مثل دیوونه ها بیرونو نگاه بکنم و بگم خدایا شکرت یادمه تو دوران پشت کنکور آرزوم این بود که هر جا قبول شدم راهش یه جوری باشه که من انرژی مصرف بکنم !!!!! چون اینجوری هر روز یه جورایی ورزش هم انجام میدادم و من وقتی هر روز کار بدنی انجام بدم دیگه چاق نمیشم ???????????? نیازی به کلاس ورزش هم ندارم ???????????????? الان دارم با گریه میخندم ???????? خدا حتی حواسش به اینم بوده
میدونین باحالیش چیه ؟ هر چیزی که تصورشو میکردم اتفاق افتاده داره اتفاق میوفته من دارم تک تک خیالاتمو زندگی میکنم . سر امتحان بافت داشتم دیوونه میشدم . یهو به خودم اومدم دیدم من الان دارم زیر میکروسکوپ تشخیص میدم چی میبینم چیزی که حتی تو بچگی هم بهش فکر میکردم یهو دیدم مهشید چی شد واقعی شد چی شد همه چیز در رشته ای که هیچوقت بهش فکر نمیکردی واقعی شد
چند ترم دیگه هم میبینم دارم بخیه میزنم ???? یادتونه دو ماه مونده کنکور چیکار کردم ؟؟؟ اونقدر بی انگیزه شده بودم که رفتم بخیه زدن یاد گرفتم . هر چند تا تست که میزدم میرفتم عروسک خرسمو بخیه میزدم که بتونم ادامه بدم . اونم با چی . با دم باریک جعبه ابزار ???????????????? شاید ببینم چند ترم دیگه دارم روی یه موجود زنده بخیه میزنم قطعا اونجا دارم میخندم و تو دلم گریه میکنم
همه چیز با جزییات فراوان داره به واقعیت میپیونده و من شکر گزار تک تکشون هستم خود خدا میدونه همش یهویی یه پاز میزنم و بهش میگم منو میبینی که نه ؟
خدایا نمیدونم چه جوری اینو جبران بکنم یا شاید قبلا با سه بار کنکور دادن جبرانش کرده باشم نمیدونم به خاطر همین همیشه راه سختو انتخاب میکنم چون آخر راه سخت قطعا معرکه خواهد بود .
خدایا مرسی که به تمام جزییات توجه کردی مرسی که تمام تصورات منو بررسی کردی . نمیتونم به زبون بیارمشون . چون نوشتن تک تکشون باعث میشه گدیم خیلی طولانی تر بشه .
زیباترینش ؟ موسیقی چیزی که باعث شد من این سه سالو تحمل کنم موسیقی بود قطعا قدر فرصتی که الان در اختیارم گذاشتیو میدونم . من قطعا اون کاری که بهت قولشو دادم انجام میدم همونی که وقتی ۹ سالم بود تو فکرم بود برآورده کردن این رویام دیوانه کننده ترین کاریه که قراره بکنم اگه تو اون سه سال موسیقی نبود من نمیتونستم هیچیو تحمل بکنم موسیقی . و رادیو کره ای تک تک لحظاتی که فیزیک حل میکردم و رادیو گوش میدادمو یادمه تک تکشو یادمه مخصوصا تو عیدا اینکار خیلی حال میداد یه نور غیر مستقیم باد بهاری ریاضی و فیزیک و . رادیو دی جی کیم جونگ هیون ???? م بود . کاش تو رشتم یه ذره ریاضی و فیزیک جای بیشتری داشت تو این یه ترم چند بار به سرم زد برم مشتق حل بکنم یا دینامیک و اینه عدسی . جالب اینجاست که همشو یادمه با برگشت ویولن به زندگیم درسته که همه چیز خیلی سخت تر شده ولی این همون چیزی بود که من دنبالش بودم قول میدم کمتر غر بزنم بیشتر به هدفم فکر بکنم ادامه بدم
دوستای جدیدم چقدر من از بی دوستی اینجا نالیدم ???????????? الان دوستای جدید پیدا کردم چیزای جدید تجربه میکنم قدر دان تک تک اون لحظاتم . هنوزم باورم نمیشه هنوز دو هزاریم نیوفتاده که کجام و دارم چیکار میکنم
دانشگاه ؟ چقدر حرص دانشگاهو زدم . اینجا خیلی خوبه . چه استاداش چه جاش چه کتابخونش چه راهش . همش خوبه . همش همششششششش اوایل ترم اینقدر این دانشگاهو دوست نداشتم ولی الان الان همه چیز فرق کرده . عاشق تک تک آجراشم و هر چیزی که بهش مربوط میشه .
کنار خانوادمم اینو کجای دلم بذارم ؟؟؟؟؟ اینو کجای دلم بذارم خدا ؟؟؟؟ من اگه تو اینجا نمیبودم هم مشهاد ضربه میدید . هم مامانم هم بابام نمیخوام از خودم تعریف بکنم . ولی مهشاد نیاز داشت که من کنارش باشم برای کنکور و مسائل روحی . مامانم هم تو دوران پشت کنکور بهم وابسته شد. شاید خیلی دوستم نداشته باشه ولی میدونم که از نبودم ناراحت میشد فک کنین موقعی که ماشینو یدن من خونه نبودم هر سه تاشون از افسردگی دیوونه میشدن تیلی خوب تونستم شرتیطو مدیریت کنم و با تک تکشون صحبت کردم و بهشون امید دادم به بابام تو مسائل مالی مشاوره دادم و باهاش حساب کتاب کردم به مهشاد خودمو جوری نشون دادم انگار همه چیز اوکیه و اونم اروم شد با مامانم کلی حرف زدم و روی ذهنش کار کردم که قوی بمونه و ناراحتیشو به بابام متتقل نکنه اگه من نمیبودم خونه رو هوا بود خدایا مرسی که گذاشتی من کنار ویولن و خانوادم بمونم
و از همه مهمتر رشتمو دوست دارم دیوانه بار دوسش دارم وقتی بچه بودم اولین شغلی که انتخاب کردم دامپزشکی بود . من واقعا حیووناتو دوست دارم اینکه بتونم بیشتر باهاشون در ارتباط باشم منو از خوشحالی دیوونه میکنه مخصوصا سگ و گربه و مهمتر از رشتم اینکه میتونه به جراحی راه پیدا بکنه اینو کجای دلم بذارم خدا یه کاری کرد که ارزو و هدف من پا برجا بمونه روانی رشتم هستم روانی دانشگاهم روانی تک تک ثانیه هایی هستم که تو سه ماه اخیر زندگیشون کردم .روانی اون نفس عمیقی هستم که بعد از یه روز طولانی موقعی که سرمو گذاشتم روی میله های اتوبوس کشیدمش و گفتم خدایا شکرت .
و امروز نمرات بافت عملی اومد فک میکردم ۸ میشم . از ۱۲ شدم ۱۰ و نیم ???????????????????????? فک کنم حدودا ۲۰ نفر یا کمتر بالای ده شده باشن . خستگی امتحان از تنم اومد بیرون فک کنم الان با انگیزه ی بیشتری بتونم آناتومی رو بخونم حتی این نمره و هم باور نمیکنم
کی باورش میشه امروز اخرین کلاس ترم یک من بوده ؟
کی ؟
من ؟
نمیتونم باور کنم
پ.ن : این حال دگرگونو برای تک تکتون آرزو مندم .
بکنم ,الان ,خیلی ,کنکور ,میکنم ,چیزی ,اینو کجای ,خدایا مرسی ,دوست دارم ,بخیه میزنم ,الان دارم منبع
درباره این سایت